احتمالاً اگر سخنان همه مسئولان دولتی و غیردولتی طی شش ماه اخیر مورد پایش و بررسی قرار گیرد، «ناترازی» در زمره پراستفادهترین واژگانی است که از سوی ایشان بیان و از طریق رسانه به گوش عموم مردم رسیده است.
امری که تکرار مکررش وجه اطلاعرسانی خود را در مردم از دست داده و به این سؤال مهم در جامعه تبدیل شده است که؛ با وجود این همه ناترازی (یا آنچه مردم در قالب کمبود درک میکنند) چه باید کرد؟ آیا اساساً دولت برنامه مدونی برای رفع این کمبود تنظیم کرده است؟
اگر موضوع ناترازی در سایر بخشها را نادیده گرفته و صرفاً به عملکرد و اظهارات مسئولان صنعت نفت و گاز کشور توجه کنیم، نشانههای مطلوبی از اقدام مؤثر کوتاه مدت و برنامه مدون بلندمدت به چشم میخورد.
واقعیت این است که دولت چهاردهم وضعیت سوخت مایع کشور را در شرایط عجیب و پیچیدهای تحویل گرفت. در حالی که وزارت نفت دولت قبل مکلف شده بود نسبت به ذخیرهسازی مناسب سوخت مایع نیروگاهها اقدام کند؛ ذخیره نفتگاز و نفت کوره در مقایسه با سال قبل معادل ۲.۶ میلیارد لیتر کاهش داشت و ۴۷۱ میلیون لیتر از نفتگازی که میبایست ذخیره میشد، از رینگ صادراتی بورس انرژی سر درآورد و در ازای آن، نفتگاز با قیمتی بالاتر در قالب واردات تأمین شد!
برخی تحلیلگران، تحویل و تحمیل چنین شرایطی را برابر با تلاش برای القای ناکارآمدی دولت چهاردهم دانستند. اما عملکرد وزارت نفت در دو حوزه «تأمین» و «توزیع» سوخت مایع، مانع بزرگی سر راه این القای ناجوانمردانه و جلوگیری از زمینگیر شدن دولت چهاردهم بود.
این دستاورد اگرچه با اعمال برخی محدودیتها حاصل شد، نتیجه اجرای برنامههای فوری عملیاتی، به قصد دستیابی به نتیجه در کوتاه مدت، در سه قالب بود. اولاً در حوزه اصلاح فرآیندها تمهیدات مؤثری به منظور افزایش میزان تولید اتخاذ شد، ثانیاً پیگیری طرحهای جاری مربوط به افزایش ظرفیت تولید پالایشگاههای کشور به طور ویژه در دستور کار قرار گرفت و ثالثاً از حداکثر ظرفیت توزیع سوخت مایع کشور به نحو احسن بهره گرفته شد تا کمترین اختلالی در تأمین سوخت مایع نیروگاهها ایجاد نشود.
در واقع دولت طی دوره کوتاهتر از شش ماه توانست با مدیریت سوخت مایع و گاز طبیعی، نشان دهد که توان رفع مشکلات در کوتاه مدت را دارد. براثر همین عملکرد میتوان انتظار داشت برنامه مدونی نیز برای سال آتی و سالهای بعد در حوزه نفت و گاز به کار گرفته شود.
اما سؤال اصلی جامعه در مورد ناترازیها همچنان باقی است؛ سؤال این است که دولت چه برنامهای برای رفع کمبود یا ناترازی مرتبط با حوزه صنعت نفت و گاز برای میان مدت و بلندمدت دارد؟
دولتمردان چهاردهم نشان دادهاند برخلاف سلف خود، ایدههای ماورایی در حوزههای علمی و فنی ندارند و مبتنی بر واقعیات اظهار نظر میکنند. سخنان اخیر وزیر نفت حکایت از همین امر دارد. محسن پاکنژاد در یکی از جدیدترین اظهارات خود، ضمن تصریح و تأکید بر کلید رفع مشکلات مرتبط با ناترازی، از برنامههای این وزارتخانه در این باره سخن گفت.
براین اساس برای دستیابی به اهداف کمی برنامه هفتم توسعه در افزایش تولید نفت و گاز، نیاز است اولاً از افت تولید جلوگیری شود و ثانیاً نسبت به اجرای طرحهای توسعهای اقدام شود. وزیر نفت به طور صریح گفت که فشارافزایی در پارس جنوبی از نان شب هم واجبتر است. سخنان این مقام مسئول ناظر بر این امر است که وزارت نفت به عنوان پیشران اقتصاد کشور برای دستیابی به هدف تعیین شده نیازمند جلب و جذب ۱۲۰ میلیارد دلار سرمایه است.
کارشناسان اقتصادی تأیید میکنند که سرمایهگذاری ۱۲۰ میلیارد دلاری طی سالهای اجرای برنامه هفتم، با توجه به شرایط فعلی اقتصادی اگر نشدنی نباشد، بسیار دشوار است. لذا به همین دلیل وزیر نفت در حضور معاون اول رئیس جمهوری ضمن طرح این نیاز، تأکید کرد که نمیتوان در خط مقدم جنگ اقتصادی بود و به عنوان پیشران توسعه اقتصادی عمل کرد، اما از حمایت و پشتیبانی تمام ارکان حاکمیت برخوردار نبود.
این سخنان وزیر نفت حاکی از درک روشن وی از شرایط و اشراف او به محدودیتهای داخلی و بینالمللی است و اشاره به این حقیقت دارد که پیشرفت اقتصاد کشور در گرو حذف نگاه حزبی و جناحی و سایر ملاحظات غیرسازنده سیاسی و وفاق در کلیت حاکمیت برای تثبیت موقعیت بینالمللی کشور جهت دستیابی به اهداف تعیین شده در سند قانون برنامه هفتم است. البته همه اینها زمینهساز جذب سرمایه در بدنه اقتصاد کشور نیز خواهند بود.
فارغ از ضرورت پیش گفته، شاید سرنخ بخشی از مشکلات و کمبودهای امروز را بتوان در تحریمهای خارجی و فقدان سرمایهگذاری در صنعت نفت و گاز کشور طی سالهای اخیر یافت. اما معضل بزرگتر این است که نگاه برخی دولتها به صنعت نفت صرف مبتنی بر تولید پول و ثروت بود و کمتر به مخاطرات نبود سرمایهگذاری در این حوزه واقف بودند.
همین دیدگاه باعث شد که علاوه بر محدودیت در تولید فرآوردههای نفتی، تولید گاز نیز با تهدید جدی مواجه شود و علیرغم هشدار عقبافتادگی کشور در برداشت از میدان مشترک گازی پارس جنوبی، باز هم اقدام مؤثری برای جلوگیری از وقوع این مسأله در این میدان مهم به عمل نیامده است.
نبود سرمایهگذاری در میدان مشترک گازی پارس جنوبی که بیش از ۷۰ درصد گاز کشور را تأمین میکند و در شرایط ثابت؛ به طور میانگین سالانه حدود ۱۰ میلیارد مترمکعب از تولیدات آن (که تقریباً معادل یک فاز این پروژه عظیم ملی است) کاسته میشود، موجب بروز معضل و تهدیدهای فزایندهای در بخش گاز شده است.
براساس نظر مسئولان و کارشناسان میبایست برای این تهدیدات فزاینده تمهیدات عاجل اتخاذ کرد. بر همین اساس است که وزیر نفت سرمایهگذاری ۱۸ میلیارد دلاری برای فشارافزایی میدان گازی پارس جنوبی برای پنج سال آینده را باهدف رفع این تهدید از کشور، از نان شب هم واجبتر خوانده است.
با توجه به جمیع شرایط خطیر مطرح در حوزه انرژی، تهیه و تدوین برنامه جامع به منظور تأمین منابع مالی برای سرمایهگذاری در طرحهای دارای اولویت، با هدف ایجاد توازن در معادلات بین تولید، مصرف و صادرات نفت خام و میعانات گازی، از طریق بررسی راهکارهای تأمین مالی پروژههای صنعت نفت و گاز، جزو الزامات پیش روی کشور است.
روی دیگر این اظهارات وزیر نفت که باید از سوی رسانهها و کارشناسان واکاوی شود، این است که بدون این سرمایهگذاریها باید منتظر محدودیتهای شدیدتر در سالهای آینده باشیم.
لینک یادداشت در روزنامه ایران
ادامه یادداشت
