در خبرها آمده بود که مقارن برودت هوا در کشور در روز یکشنبه ۸ بهمن ماه میزان مصرف گاز فقط در بخش خانگی به مرز ۵۳۰ میلیون مترمکعب رسیده که رقم حیرتانگیزی است.
براساس آمارهای رسمی؛ مصرف گاز در ایران در بخشهای کشاورزی، صنعتی و خانگی بهترتیب ۳.۱ برابر، ۱.۸ برابر و ۱.۵ برابر متوسط مصرف جهانی است. این قیاس در ابعاد جهانی براساس شاخص شدت مصرف انرژی انجام شده است. شدت مصرف انرژی که از حاصل تقسیم «مقدار مصرف» بر «تولید ناخالص داخلی» (GDP) محاسبه شده؛ شاخص قابل اتکایی برای بررسی میزان بهرهوری انرژی کشور است.علاوه بر این؛ مقایسه وضعیت انرژی ایران در سال ۲۰۱۵ با ارقام سال ۲۰۰۵ نشان میدهد که کل مصرف نفت حدود ۱۴ درصد رشد داشته است. این افزایش چشمگیر در مصرف نفت خام، ضرورت تداوم و شتاب در اقدامات بهینهسازی در عرضه و تقاضای انرژی را بیش از پیش ضروری میسازد. در این میان نبود بهرهوری مناسب از منابع گازی در کشور ریشه در عوامل متعددی دارد که بررسی هر یک از آنها راه برونرفت از شرایط فعلی را نشان خواهد داد. از طرف دیگر براساس برآوردها، تولید ایران از پارس جنوبی به دلیل افت فشار مخزن با کاهش مواجه خواهد شد که باید در پیشبینی وضعیت آتی گاز کشور مدنظر قرار گیرد. مضافاً برای حفظ میزان تولید فعلی حدود ۸۰ درصد از میادین نفتی فعال کشور که در نیمه دوم عمر خود هستند نیاز به تزریق میزان قابل توجهی گاز است تا اثرات منفی افت طبیعی تولید این میادین قدیمیتر خنثی شود.
بجز بخشهای شمرده شده که اثرات خود را بر افزایش تولید ناخالص داخلی خواهند گذاشت، قاعدتاً تأکید بر مصرف خانگی اجتنابناپذیر است. تقاضا در بخش خانگی گاز که بخش عمدهای از سهم مصرف را تشکیل میدهد (و الگوی مصرف صحیحی هم برایش در کشور ترسیم نشده) بهطور طبیعی با تحت پوشش قرار گرفتن مناطق جدید به شبکه سراسری انتقال گاز افزایش یافته و بخشی از تولیدات را به چرخه مصرف وارد میکند.در کنار عمده دلایل پیشبینی افزایش مصرف گاز طی سالهای آتی میتوان به اقداماتی اشاره کرد که سهم بالایی در بهینهسازی مصرف گاز کشور خواهند داشت. یکی از مهمترین این برنامهها شامل اقداماتی است که بهمنظور افزایش راندمان تأسیسات حرارتی بهاجرا درآمده و قرار است راندمان امروز این تأسیسات که حدود ۳۳ درصد است را به ۴۵ تا
۵۰ درصد در پنج سال آینده افزایش دهد. با عنایت به وابستگی درآمدهای دولت به منابع نفت و گاز و متعاقب آن اتکای بیشازحد اقتصاد کشور به آن، ضروری است «جذب سرمایه» در زمینه استفاده حداکثری از این منابع و «اصلاح الگوی مصرف انرژی» در «کل زنجیره تولید» محقق شده و سیاستهای سختگیرانه مصرف اجباری شود چرا که موضوع اصلاح الگوی مصرف در بندهای متعدد سیاستهای اقتصاد مقاومتی مورد توجه و تأکید قرار گرفته است. بههرحال در شرایطی که میزان تولید گاز کشور با توجه به تکمیل و بهرهبرداری فازهای پارس جنوبی رو به افزایش است و از سویی میزان نیاز کشور با توجه به متغیرهای فراوانِ پیش گفته سیر صعودی دارد، آنچه نقش تعیینکنندهای در ایجاد توازن تولید – مصرف داخلی دارد همانا؛ بهینهسازی مصرف و سرمایهگذاری در میادین گازی است که میتواند این موازنه را به نفع تولید سنگینتر کند. تراز مثبت تولید که برآیند جذب سرمایهگذار بهمنظور بهرهبرداری از میدان مشترک پارس جنوبی و اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی در راستای اصلاح الگوی مصرف است، موجب میشود تا در صورت پوشش نیاز داخلی، فرصت صادرات مازاد گاز تولیدی به کشورهای همسایه بهنحوی هموار شود که منافع اقتصادی و بعضاً سیاسی مهمی را تأمین کند.
